رد پایش را با دقت از بین میبرد، اما بوی گند پاهایش تا همیشه در صحنهی جنایت میماند
بعضیها این طوری در تاریخ تاثیر میگذارند
.
.
.پایش را از ماجرا بیرون کشید. سنگینی هیکل گندهاش هنوز روی تن ما بود
.
.
آدم خوبی بود، پاهایش را اندازهی گلیمش دراز میکرد. عیب کار اینجا بود که گلیمش را در خانهی ما پهن کرده بود
.
.
پاهایش شلنگ میانداخت وقتی که راه میرفت مدیر مدرسهمان. ما را با شلنگ میزد تا نبینیم که شلنگ میاندازد مرتیکهی فلان فلان شده وقتی که راه میرود پیش چشممان
.
.
پاهای خوشتراشی دارد آن زن. با اینکه میدانم به هرکسی پا میدهد باز هم میگویم پاهای خوشتراشی دارد آن لعنتی
.
.
مرد و مردانه گفت همه چیز پای من. ما هم روی حرفش خیلی حساب میکردیم. وقتی پلیس آمد همه چیز را کتمان کرد. بعدها در زندان شنیدم آدم با اصل و نسبی است و رویش نمیشده به آنجایش چیزی را حواله کند به جایش میگفته به پای من
.
.
پایت را از زندگیام بکش بیرون. این را که گفتم او هم پاش را از روی گردنم برداشت
.
.
پا به پایم آمد. عیبش این بود که دستم را گرفته بود هر جا که دوست داشت میبرد مرا
.
.
وقتی شنیدیم پااندازی میکند باورمان نشد. این موضوع را زنش به ما گفت مرتیکهی بیناموس
.
.
پا داد تا یک جایی رفتم. پاگیر شدم ماندم. حالا نه پای رفتن دارم نه پای برگشتن. مثل خر پاهام تو گل گیر گرده انگار. کاش قلم پاهام میشکست همان روز اول از جایم جنب نمیخوردم مثل شما که گرایش سیاسی ندارید و پا روی پا انداختهاید صفحهی حوادث روزنامه را میخوانید که خبر دستگیری ما آدمهای سیاسی را تویش مینویسند
.
.
چشمهاش را دیدم نمیدانم چرا پایم سست شد
.
.
این پا آن پا کردیم که دست بدهد یا ندهد کاری از پیش ببریم یا نبریم... لعنت به شانسمان! وقتی که زنهامان را به زور میبردند داد میزدند ما حتا نمیتوانیم زیپ شلوارمان را بالا بکشیم. لعنت به شانسمان با این زنهامان! آبروی ما را پیش مردهای غریبه بردند با این حرف زدنشان
.
.
فرمانروای خوبی داریم. در یک پیام تلویزیونی گفت همه چیز را به پای او بنویسند. آنها هم همین کار را کردند جز یک چیز که آن را به نام ما نوشتند: حکم اعدام را
.
.
پاهاش را در جبهه جا گذاشته بود دستش هم به جایی بند نبود در شهر
.
.
پاهاش را جا گذاشته بود با عصایش پای پسرهای همسایه را قلم میکرد که در کوچه فوتبال بازی میکردند
.
.
پای هر کاری هست. برای همین همیشه اول از همه رد پای او را کشف میکنند

|