جوجهها - اثر: بزرگمهر حسینپور .
در یک جامعهی جوجهای خرسها و فیلها و شیرها هم جوجه محسوب میشوند
.
جوجهها اگر بدانند که جوجهاند که بدبختند و اگر ندانند که جوجهاند بدبختتر
.
یکی از جوجهها میگفت برای انتخابات کاندیدا نمیشود. پرسیدیم چرا؟ گفت روباهسالاری که باشد جوجهها تائیدصلاحیت نمیشوند
.
یکی از جوجهها تائیدصلاحیت شد. شعار انتخاباتیاش شد: چشم گربهها و روباهها را درمیآورم. رای زیادی آورد. بعد از مدتی تبدیل به کرکس شد
.
بهش گفتیم: برو جوجه! برو
او هم رفت. وقتی برگشت کرکس شده بود. دیگر هرچه گفتیم نرفت. نشست روی شاخه منتظر بود ما از ترس بمیریم
.
توی رینگ کشتی کچ فقط یک حالت وجود دارد که فیل بازنده شود و جوجه برنده
داور باید یک روباه باشد
.
در مسابقهی دو جوجه را راه نداند که بال داری
در مسابقهی پرواز جوجه را راه ندادند که نمیتوانی پرواز کنی
جوجه هم یک آنارشیست شد. کارش که بالا گرفت انقلاب کرد. دولت جوجهای را راه انداخت. بعد دستور داد بال همهی پرندگان را قیچی کردند و پای همهی آدمها را قلم
.
عاشق یک بچه گربه شد جوجهی کوچولوی قصهی ما
برای این که بچه گربه وقتی بزرگ شد او را نخورد یاد گرفت که چطور سگ شود
عیب کار اینجا بود که گربه وقتی بزرگ شد حاضر نبود با تخمسگی مثل جوجه ازدواج کند یا حتا او را بخورد
.
میگفت جامعه به فداکاری تک تک جوجهها نیاز دارد
جوجهها تک تک فداکاری میکردند
مغازههای مرغ سوخاری و جوجهکبابیها حسابی کارشان بالا گرفته بود
بعدا فهمیدیم سیاست پدر و مادر ندارد. بیپدر همهی جوجهها را خر کرده بود
.
جوجهای که جوجه به دنیا میآید و یک مرغ از دنیا میرود، خر است
.
.
یک جوجهی ریقو بود که در یک مدرسهی نظامی ثبتنام کرد
ریق گربهها و گرگها را در میآورد وقتی که مامور اعترافگیری شده بود
چند وقت بعد ژنرال شد و گربهها و گرگها مثل سگ ازش حساب میبردند
مدتی نگذشته بود که کودتا کرد
وقتی قدرت را در دست گرفت، پیش از هرکاری دستور داد تا همهی جوجههای ریقو را از بین ببرند
مدتی بعد دستگیر شد
ریقش را در بازجوییها درآوردند
وقتی انداختندش در دیگ سوپ، دیگر کاملا یک جوجهی ریقو شده بود
حتا گربهها و گرگها هم لب به سوپ نزدند
.
یک عقاب هیچوقت عاشق جوجهها نمیشود
.
همهی جوجهها یا عاشق یک عقاب هستند یا همهی عشقشان این است که مثل یک عقاب باشند
.
جوجهی قهرمان ما، وقتی از جنگ برگشت تنها کاری که بلد بود این بود که یک کبابی خوب باز کند. خودمانیم ناکس چه جوجهکبابهای محشری داشت
.
برای اینکه کسی نخوردش، اعلام پیامبری کرد و خوردن گوشت جوجه را ممنوع اعلام کرد
.
در سلاخخانه هیچ امتیازی برای جوجههای فیلسوف و دانشمند قائل نمیشوند
.
یک جوجه برای اینکه یک کرکس را عاشق خود کند و با او ازدواج کند، یک راه بیشتر ندارد؛ باید خیلی حرامزاده باشد
.
جوجهای که کرم میخورد یک جوجه است. جوجهای که کرم نمیخورد یک گیاهخوار است و بعد از مدتی به علت سوءهاضمه تلف میشود

|