انگار نه انگار

طنزها و یادداشت‌های مطبوعاتیِ پوریا عالمی

شنبه، آبان ۰۸، ۱۳۸۹

ایرانی‌ها، نوبل ادبی و گوجه

›
لطفا برای خواندن طنز این هفته‌ی هزار کتاب موس‌تان را بمالید رویِ ایرانی‌ها، نوبل ادبی و گوجه مطالب قبلی؛ راهکارهایی برای حل مشکل مجوز کت...
جمعه، آبان ۰۷، ۱۳۸۹

شعری برای دیواری که تا صبح خراب شد

›
یک‌جایی دور از این شهر می‌گویند خوابیدن زن کنار دیوار گناه دارد گناه من دارم که نه رویم یادگاری می‌نویسی نه کنارم می‌خوابی از من بالا ک...
پنجشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۹

الاغ‌سواری در آسانسور

›
من تنها آسانسورچی دنیا هستم که قصه‌ی بالا و پایین‌رفتن‌هام رو براتون تعریف می‌کنم طبقه‌ی همکف در باز شد و مهدی کلهر مشاور رسانه‌ای نهاد...
سه‌شنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۹

پنجره زودتر می‌میرد

›
پنجره زودتر می‌میرد پوریا عالمی نشر علم آبان 1389 نامزد یازدهمین دوره‌ی جایزه‌ی هوشنگ گلشیری + نامزد جایزه‌ی رمان مت...
دوشنبه، آبان ۰۳، ۱۳۸۹

طرح شماره‌ی 1 پر کردن اوقات فراغت شهروندان اینترنتی

›
لطفا مانیتور خود را از محل نقطه‌چین با دقت قیچی کنید، سپس آن را از وسط تا کنید و سر و ته‌اش را به هم بچسبانید. ...............................
شنبه، آبان ۰۱، ۱۳۸۹

زن و بچه مردم در آسانسور

›
من تنها آسانسورچی دنیا هستم که قصه‌ی بالا و پایین‌رفتن‌هام رو براتون تعریف می‌کنم طبقه‌ی همکف در باز شد و یک دختر خانوم برازنده‌ای وار...
سه‌شنبه، مهر ۲۷، ۱۳۸۹

چرا درباره‌ی چایی سرود ملی نداریم؟

›
همین‌جا جا دارد از کورُس به خاطر آشنایی‌زدایی از نوشیدنی ملی‌گرایانه‌ی چای و تلاش برای احیای ارزش‌های رو به زوال مملکت تشکر کنم. همان‌طور که...
دوشنبه، مهر ۲۶، ۱۳۸۹

طنز هفتگی هزار کتاب

›
بعد از حل مشکلات سیاسی و اجتماعی ممکلت، این‌بار به مشکلات فرهنگی و ادبیات رسیدگی می‌کنیم! به همین مناسبت ستون طنز هفتگی‌ام درباره‌ی فرهنگ ...
یکشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۹

تقدیم به چند اصطلاح عامیانه - 2

›
می‌گویند تو گوله‌ی نمکی ای شیرین من! باش... من هم دریاچه‌ی قم هستم که از تلخی شورش را در آورده است تقدیم به چند اصطلاح عامیانه - 1
شنبه، مهر ۲۴، ۱۳۸۹

نگاهی به نامه‌ی شتابزده‌ی محمود فرجامی به نیک‌آهنگ کوثر

›
1 بعضی موقع‌ها که آدم خیال می‌کند دارد بی‌انصافی می‌شود باید انصاف داشته باشد و بیاید وسط. از طرفی من خیال می‌کنم بعد از ده دوازده سال پرسه ...
جمعه، مهر ۲۳، ۱۳۸۹

پاییز؛ فصل مردم خاورمیانه

›
(روایت دهم از خاورمیانه) چرا بیشتر آدم‌هایی که من دیده‌ام پاییز را دوست دارند؟ پاییز این فصل غم‌انگیز. فصل سرخ و زرد. فصل سوز. فصل تنه...
دوشنبه، مهر ۱۹، ۱۳۸۹

دیالوگ هر روزه با فیس‌بوک

›
Facebook: What's on your mind? Pouria: Be to che foozool? Facebook: What's on your mind? Pouria: khodam ham nemidoonam. Facebook: Wh...
یکشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۸۹

چی گفتیم و چی شنفیتم؟

›
این لینک دو گفت‌وگو است درباره‌ی طنز و کتاب «دخترها به راحتی نمی‌توانند درکش کنند» و چیزهای دیگر. اگر می‌خواهید ببینید چی گفتیم و چی شنفتیم ...

کفاشیان در آسانسور

›
من تنها آسانسورچی دنیا هستم که قصه‌ی بالا و پایین‌رفتن‌هام رو براتون تعریف می‌کنم طبقه‌ی همکف در باز شد و علی کفاشیان آمد. گفت: «هه هه...
جمعه، مهر ۱۶، ۱۳۸۹

تمرین کوچک برای جا انداختن اخلاق عمومی رعایت کپی‌رایت

›
این یک خواهش و دعوت غیررسمی است؛ اگر شعر، جمله‌ای از داستان، دیالوگ فیلم یا تئاتر، تکه‌ای از ترانه، نوشته‌ای از یک مقاله یا مصاحبه یا ... ر...
پنجشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۹

ماریو بارگاس یوسا و محسن پرویز و مریم حیدرزاده

›
1 با یک حساب سرانگشتی متوجه شدم خوانندگان اشعار مریم حیدرزاده از رمان‌های یوسا بیشتر است. برای همین امیدوارم سال بعد نوبل را به مریم حیدرزاد...
شنبه، مهر ۱۰، ۱۳۸۹

شجریان در آسانسور

›
من تنها آسانسورچی دنیا هستم که قصه‌ی بالا و پایین‌رفتن‌هام رو براتون تعریف می‌کنم طبقه‌ی همکف در باز شد و محمدرضا شجریان وارد آسانسور ش...
چهارشنبه، مهر ۰۷، ۱۳۸۹

اگر دیوار ما مشاع نبود

›
اگر یک خانه داشتم که دیوار توی کوچه‌اش برای خودم بود و با صدتا همسایه‌ی هم‌آپارتمانی مشاع نبود، روی دیوارش می‌نوشتم؛   نوشتن هر گونه شعار و...

استرس استاتوس

›
استرس استاتوس دارم استاتوس سترون دارم استاتوس در سیتروئن و استاتوس اختاپوس و اختاپوس استاتوسی دارم و اختاپوس استاتوسی دارم و استاتوس اسپ...
چهارشنبه، شهریور ۳۱، ۱۳۸۹

اول مهرهای خیس (روایت نهم از خاورمیانه)

›
خدا پدر این همه معلم را بیامرزد و پدر ناظم‌ها و پدر مدیرها و پدر مربی‌های پرورشی - که فکر می‌کردند ما بچه‌های پرورشگاهی هستیم - چه خاط...
پنجشنبه، شهریور ۲۵، ۱۳۸۹

منشور کوروش لایِ در آسانسور

›
من تنها آسانسورچی دنیا هستم که قصه‌ی بالا و پایین‌رفتن‌هام رو براتون تعریف می‌کنم طبقه‌ی یک میلیونم در باز شد و کوروش وارد آسانسور شد...
سه‌شنبه، شهریور ۲۳، ۱۳۸۹

در این زمینه خارجی‌ها از شست‌شان استفاده می‌کنند

›
کوروش دست‌هاش را کرده بود در جیبش و لب‌هاش را هم چفت هم کرده بود. یک نفر خواست ازش عکس بگیرد. کوروش هم انگشت‌هاش را به شکل موفق باشی ایرانی ...
دوشنبه، شهریور ۲۲، ۱۳۸۹

وقتی مامان‌بزرگی دیگر نباشد ظهرهای تابستان

›
هَوَسِ آب‌دوغ و خیارِ یخِ پُر ملاط که پُر از گردو و کشمش باشد و سبزیِ تازه‌ی خوردن و تربچه نقلی گرد و سرخ تُرد، با نان تازه‌ی تافتون تنوری. ...

معضل جدی زباله برای مردمی با تمدن چندهزار ساله!

›
اول این عکس را ببینید.  توضیحات دیده‌بان کوهستان را هم بخوانید؛ فکر می کنید این لاک پشت چرا اینطوری شده؟ لاک پشت بیچاره در زمانی که کوچک ...

تعمیرات در آسانسور

›
من تنها آسانسورچی دنیا هستم که قصه‌ی بالا و پایین‌رفتن‌هام رو براتون تعریف می‌کنم طبقه‌ی همکف در باز شد و باد خنکی آمد داخل. به اطلا...
شنبه، شهریور ۲۰، ۱۳۸۹

من فینگلیش نمی‌نویسم

›
1 اگر فینگلیش نوشتن افتخار خیلی بزرگی بود - که خیلی از ما بهش افتخار می‌کنیم - شرکتی در حد و اندازه‌ی گوگل هر چند وقت یک‌بار ابزاری را برای...
جمعه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۹

شعری برای دختری که خودش را سوزاند (هشتمین روایت از خاورمیانه)

›
به خاطر فقر خودم نیست که عاشق دختران ایلام نمی‌شوم به خاطر این است که می‌ترسم می‌ترسم پیش از آنکه در آتش عشق‌شان بسوزم آن‌ها به خاطر فقرشان ...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.