انگار نه انگار

طنزها و یادداشت‌های مطبوعاتیِ پوریا عالمی

پنجشنبه، آذر ۰۷، ۱۳۹۲

قبرستان از روی زمین حذف می‌شود...

›
قبرستان از روی زمین حذف می‌شود. مردم برای زیارت اهل قبور می‌آیند به صفحه‌ی آن مرحوم سر می‌زنند. فیس‌بوک علاوه بر گزینه لایک، پس از فوت فرد ...
چهارشنبه، آذر ۰۶، ۱۳۹۲

تقدیم به چند اصطلاح عامیانه - 27

›
کاملا معمولی هستم آتشفشانی هستم که در آتش‌نشانی بهش کار نمی‌دهند جامعه طردش کرده به کوه‌ها زده منزوی شده است + تقدیم به چند اص...
دوشنبه، آذر ۰۴، ۱۳۹۲

شبانه بی شاملو - 25

›
وقتی دلش گیر کرده می‌گوید دلش گرفته وقتی خاطر یکی را می‌خواهد می‌گوید خاطرم نیست وقتی دستش تو را کم می‌آورد می‌گوید نمی‌توانم حتا کمکی...
شنبه، آذر ۰۲، ۱۳۹۲

تقدیم به چند اصطلاح عامیانه - 26

›
مرگ خوب است برای همسایه تو خوبی برای من + تقدیم به چند اصطلاح عامیانه
چهارشنبه، آبان ۲۹، ۱۳۹۲

روایت خنده‌داری از خاورمیانه

›
مرگم از راه رسیده مدت‌هاست سایه به سایه دنبالشم شانه خالی می‌کند راه کج می‌کند خودش را به کوچه علی‌چپ می‌زند می‌چرخد در خیابان‌ها می...
دوشنبه، آبان ۲۷، ۱۳۹۲

مساله در

›
دیروز یک نفر تعریف کرد وقتی مهمان خارجی‌شان می‌خواسته از ایران برود و برگردد به کشور خودش، آخرین حرفش توی فرودگاه این بوده: «فرهنگ ...
یکشنبه، آبان ۲۶، ۱۳۹۲

ادبیات تطبیقی ما و ولادیمیر مایاکوفسکی

›
من ابر شلوارپوشم و در شلوارم ابریده‌ام اثر مشترک با ولادیمیر مایاکوفسکی    +  ادبیات تطبیقی ما و دیگران
جمعه، آبان ۲۴، ۱۳۹۲

دارم بلند فکر می‌کنم – 8

›
دهه شصت در خانه را باز می‌کردم بچه‌ها را ببینم. دهه هفتاد پنجره را باز می‌کردم همسایه‌ها را ببینم. دهه هشتاد موبایل را باز می‌کردم همکارا...
پنجشنبه، آبان ۲۳، ۱۳۹۲

تقدیم به چند اصلاح عامیانه - 25

›
خوابم نمی‌آید خوابم نمی‌برد اعتصاب کرده و من روی تخت سرگردان مانده‌ام یک‌بار خواب به خواب می‌روم و در خواب تمام مردم جهان می‌چرخم پشت...
شنبه، آبان ۱۸، ۱۳۹۲

ماجرای قدیمی گنجشک که آمد آب بخوره افتاد تو حوضک

›
خب بچه‌های عزیز، قبل‌تر ماجرای قدیمی «شنل‌قرمزی و آقاگرگه»، ماجرای قدیمی «مادر شنگول و منگول و باباشان که حقش خورده شد» و ماجرای قدیمی...
سه‌شنبه، آبان ۱۴، ۱۳۹۲

تقدیم به چند اصلاح عامیانه - 24

›
من آواز دهلم... لطفا نزدیک نشوید + تقدیم به چند اصطلاح عامیانه
دوشنبه، مهر ۲۹، ۱۳۹۲

شبانه بی شاملو - 24

›
کاری از دست باغچه هم برنمی‌آید این بنا قدیمی است و هر بار که تو در را محکم ببندی چیزی از زهوار درها چیزی از گچ روی دیوار چیزی درون من ...
سه‌شنبه، مهر ۲۳، ۱۳۹۲

شبانه بی شاملو - 23

›
این چشم‌ها چشم از تو برنمی‌دارند چشم در برابر چشم این فرمانی قدیمی است این دست‌ها کتاب‌های قدیمی را خدا می‌داند چندهزاربار ورق زده‌ان...
یکشنبه، مهر ۲۱، ۱۳۹۲

ادبیات تطبیقی ما و سهراب سپهری

›
پدرم وقتی مرد شاعرها همه پاسبان شده بودند و البته دلایل فلسفی خاصی هم داشتند :| از: ما پدرم وقتی مرد پاسبان‌ها همه شاعر بودند از:...
شنبه، مهر ۲۰، ۱۳۹۲

آزمایشگاه دو با یک

›
حتما اگر آزمایشگاه می‌زدم اسمش را می‌گذاشتم دو با یک.
پنجشنبه، مهر ۱۸، ۱۳۹۲

شبانه بی شاملو - 22

›
من کاملا طبیعی به نظر می‌رسم مثل این گل‌های لب این پنجره مثل این میوه‌های روی این میز مثل این لبخند روی لب این گارسن مثل وقتی این ...
سه‌شنبه، مهر ۱۶، ۱۳۹۲

ادبیات تطبیقی ما و زویا پیرزاد

›
: چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم. - اگه راست می‌گویی ظرف‌ها را بشور.   +  ادبیات تطبیقی
یکشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۹۲

تقدیم به چند اصطلاح عامیانه - 23

›
گفتیم و هزاربار گفتیم گفتیم درد داریم دردمندیم گفتیم کارد به استخوان رسیده گفتیم درد امان از ما بریده گفتیم درد جان به لب‌مان آورده گف...
شنبه، مهر ۱۳، ۱۳۹۲

ترس از بی‌ترسی

›
دهه سرخوردگی و دهه گلدکوئستی در نگاه به فیلم دربند فیلم دربند فیلم جوانان این دهه است همان‌طور که فیلم نفس عمیق(هر دو ساخته پرو...
چهارشنبه، مهر ۱۰، ۱۳۹۲

از مرگ

›
مامان ‌بزرگ که مرد نرفتم قبرستان. رفتن نداشت. مادر اصرار کرد. رفتم. می ‌خواستم باورم شود. تا حالا مرده ندیده بودم. شنیده بودم، اما ندیده بو...
سه‌شنبه، مهر ۰۹، ۱۳۹۲

شبانه بی شاملو - 21

›
رد پای تو در لیلی و مجنون و جایی که رستم بند را آب داد و دل بست در چهره اثیری زن اساطیری آنجا که پیرمرد خنزرپنزری دستش رو شد در هیاه...
دوشنبه، مهر ۰۱، ۱۳۹۲

ԳԻՇԵՐԱՅԻՆ` ԱՌԱՆՑ ՇԱՄԼՈՒ - 2

›
ԳԻՇԵՐԱՅԻՆ՝ ԱՌԱՆՑ ՇԱՄԼՈՒ-2 Սիրահար եմ նnր բառակցությունների - ինչպես «Դուն» ինձ հետ նոր իմաստ է դառնում: _Փուռիա...
شنبه، شهریور ۳۰، ۱۳۹۲

پیشنهاد پرسه شبانگاهی در اینترنت

›
اگر تا 2 شب بیدارید و در فیس‌بوک. اگر اهل خریدن روزنامه نیستید، اگر جلوی کیوسک هم نمی‌ایستید، پیشنهاد من مرور صفحه‌های اول روزنامه‌هادر این...

دارم بلند فکر می‌کنم – 7

›
فیس‌بوک؛ محل عرضه و تقاضا  + دارم بلند فکر می‌کنم 
جمعه، شهریور ۲۹، ۱۳۹۲

شبانه بی شاملو - 20

›
خیالت برم داشته و برم نمی‌گرداند من مردی خیالاتی‌ام در شهر شما کسی را نمی‌شناسم روی این صندلی چمباتمه می‌زنم چمدانم را باز می‌کنم ریش‌...
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.