انگار نه انگار

طنزها و یادداشت‌های مطبوعاتیِ پوریا عالمی

جمعه، اردیبهشت ۰۴، ۱۳۹۴

بسیار خطرناک

›
بسیار خطرناک عصر جمعه را از دسترس اطفال دور نگه دارید.

برویم سیدمهدی آش بخوریم - 8

›
نه تمام شدن کودکی مشخص است، نه ورود به نوجوانی، نه سر کردن جوانی. هیچ‌کدام در زندگی مشخص نیست، جز یک لحظه. و در آن لحظه است که به صرافت گذ...
یکشنبه، فروردین ۳۰، ۱۳۹۴

از هر نظر ____ بی‌ضرر

›
از هر نظر ____ بی‌ضرر مجموعه‌طنز سیاسی - اجتماعی که از هر نظر بیضرر تشخیص داده شد جز از نظر منتشر شد نشر آمه دو جلد این کتاب ت...
جمعه، فروردین ۲۸، ۱۳۹۴

در چهار جای اندوه مستقر

›
بقایای مردی که در خانه جا گذاشته‌ای در سطرهای نامه‌هات و لابه‌لای این اساماس‌های لعنتی و حرف‌هایی که در گوشش زمزمه می‌کردی دنبال پیامبر...
سه‌شنبه، فروردین ۲۵، ۱۳۹۴

مثل شبکه‌های غیراجتماعی و اوتیسم

›
تو مثل شبکه‌های اجتماعی هستی و با همه گرم می‌گیری من مثل شبکه‌های غیراجتماعی و اوتیسم سرم به کار خودم گرم است. # # #
جمعه، فروردین ۲۱، ۱۳۹۴

دعوت به کار

›
به یک قاتل حرفه‌ای برای از بین بردن عصر جمعه نیازمندیم.
یکشنبه، فروردین ۱۶، ۱۳۹۴

دکترشریعتی‌پدیا

›
علی شریعتی در روستای کاهک، در کویر مزینان، در شهر سبزوار، در شهر مشهد، در خراسان شمالی، خراسان رضوی، خراسان جنوبی، و به طور کلی در سرزمی...

ظریف‌کاری

›
سال گذشته آمبولانس ما را چندبار آمبولانس‌لازم کرد. قبل از این‌که نعش‌کش‌لازم شویم آمبولانس را می‌فرستیم همچون باقی ستون‌هایی که داشتیم قاط...
یکشنبه، فروردین ۰۹، ۱۳۹۴

زیر دست‌مان باز بگزاریم؟

›
کاری ندارد، سایت لغتنامه‌ی دهخدا یا واژه‌یاب را همیشه زیر دست‌مان باز بگزاریم... (یه دقه صبر کنید برم سایت لغتنامه دهخدا. بنویسم "گزا...

ادبیات تطبیقی ما و ایرج جنتی عطایی

›
اون همیشه آن‌لاین برای من دیگه نیستی نگو کانکتی به عشقت آخه لایکات می‌گه نیستی [ادبیات تطبیقی ما و ایرج جنتی عطایی]
پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۹۴

دستور زبان تو؛ نقطه

›
یکی از دلایلی که به تو اصرار می‌کنم از نقطه در متن استفاده کنی این است که کم‌کم یاد بگیری چاره‌ای نداریم بعضی چیزها و بعضی حرف‌ها را تمام ک...
جمعه، اسفند ۲۹، ۱۳۹۳

عیدمبارکی - عیددیدنی

›
من عیدها به فامیل سر نمی‌زنم. فامیل هم به من سر نمی‌نزد. در فامیل ما رسم نیست به هم سر بزنند، دریبل می‌کنند. البته عموم این‌ها ...

عیدمبارکی 94 - 5

›
یک‌طوری خانه‌تکانی کردیم که بی‌بی‌سی به نقل از سازمان زلزله‌نگاری جهانی گفت وسط تهرون زلزله هشت ریشتر آمده. بعد با استفاده از گ...

عیدمبارکی 94 - 4

›
خانه‌ام واقعا فرقی با دشت و دمن ندارد. فردا بخواهم جابه‌جا شوم محیط زیست به جرم از بین بردن جنگل و مراتع ازم شکایت می‌کند.

عیدمبارکی 94 - 3

›
عزیزی که آمده بود برای کمک این‌قدر وسواس داشت و همه‌چیز را می‌سابید که یک‌لحظه به خودم آمدم دیدم من را شسته دارد پهن می‌کند رو ...

عیدمبارکی 94 - 2

›
یک‌طوری خانه‌تکانی کردم که دیگر نه تنها توی خانه، که از سر تخت‌طاووس باید کفش‌هاتان را در بیاورید.

عیدمبارکی 94

›
مردم ماشین می‌شورند بارون می‌آید. ما دوتا قالی شستیم پهن کردیم توی حیاط روی نرده عین اون قدیم‌ها که کیف دنیا را کنیم و رنگ قالی...

ستینگ

›
یکی رفته پای کامپیوتر الهی و تنظیمات فصول را به هم ریخته.  لطفا بروید در ستینگ طبیعت و برف و باران خفن را در فاصله دی تا آخر اسفند تنظیم کن...
پنجشنبه، اسفند ۲۸، ۱۳۹۳

بیکاران عزیز :|

›
امسال هم مثل هر سال بیکاران را سر کار گذاشته بودند. امیدوارم سال بعد توی کارشان نگذارند.
چهارشنبه، اسفند ۲۷، ۱۳۹۳

رابطه لایکی

›
: با بایی شما وقتی جوون بودی برای آینده من چی کار می‌کردی؟ - لایک می‌کردم بابا. شِر می‌کردم. تگ می‌کردم . : بابایی واقعا همون حسی که...
جمعه، اسفند ۲۲، ۱۳۹۳

خرده‌حباب

›
خرده‌های قاب روی میز می‌رود در انگشت سبابه‌ای که مشغول نوازشت در عکس است خرده‌های آینه کف اتاق می‌رود در پایی که مشغول سندرم بی‌قراری ...
پنجشنبه، اسفند ۲۱، ۱۳۹۳

کارهای خانه

›
توی دلم ماند که توی آن بازی کدام کارهای خانه را بهتر انجام می‌دهید شرکت کنم از بس که کارهای بیرون از خانه را آورده بودم خانه و مشغول بودم ی...
پنجشنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۹۳

دستور زبان تو؛ ساکن

›
برای نشاندن ساکن در وُردهای جدید باید سر جای مناسب دکمه Alt را گرفت و عدد 0250 را خیلی سریع تایپ کرد که کار ساده‌ای نیست و از پس از هر کس ب...
پنجشنبه، اسفند ۰۷، ۱۳۹۳

خرکاری پرکاری - 5

›
چطوریاست؟ قدیم می‌نشستند چندسال کار می‌کردند می‌شد یک رمان ششصد صفحه‌ای. ما چندسال هم کار کنیم رو یه کار، آخرش می‌شه یک داستان ...

خرکاری پرکاری - 4

›
می‌گه چقدر درمی‌آری همه‌ش می‌گی کار دارم کار دارم. هر چقدر درمی‌آری بگو بهت بدم دیگه کار نکنی. باشه؟ می‌گم پا شو برو یه چایی قه...

خرکاری پرکاری - 3

›
مرغ سحر ناله کم کن... ملک‌الشعرا بهار به خودش می‌گفته مرغ. تا سحر می‌نشسته کار می‌کرده. بعد غُر می‌زده. بعد واسه خودش می‌خونده ...

خرکاری پرکاری - 2

›
یک وقتی می‌گفتم پا شم برم یه مسافرتی چیزی، نیم‌ساعت بعد تو راه بودم. الان می‌گویم پا شم برم تا سر کوچه هوا بخورم، نیم‌ساعت بعد ...

خرکاری پرکاری

›
صبح تا شب کار. شب تا صبح کار. کار تا کار شب. 
یکشنبه، اسفند ۰۳، ۱۳۹۳

مرگ از تو به راحتی گذشته است

›
ببوسمت؟ چنان که لبه‌ی تیغ بوسه بر شاهرگ می‌زند و چنان که لب دریا دختری نورسیده را در بوسه غرق می‌کند ببوسمت و رهایت کنم چون ماری کوچک...
شنبه، اسفند ۰۲، ۱۳۹۳

ویرایش گلوله

›
ویراستار عصری زنگ زده می‌گه گلوله رو شلیک می‌کنند یا می‌زنند؟ گفتم واسه تو فرق داره. واسه اون که خورده دیگه فرقی نمی‌کنه.
پنجشنبه، بهمن ۳۰، ۱۳۹۳

چرا من رسانه خاتمی نیستم؟

›
تصویر مراسم عروسی، مهم‌ترین و استراتژیک‌ترین تصویر زندگی یک فرد در مسیر متدوال زندگی انسان امروزین است. ثبت لحظه خوشبختی فردی که در گرو ثب...
چهارشنبه، بهمن ۲۹، ۱۳۹۳

تو در قلب منی و من زیر پای دیگران، در قلب دوم‌شان

›
لباس کهنه، نان مانده، دست خالی. بوی فقر می‌دهد عید. بوی نای سبزه هفت‌سین فراموش‌شده، بوی دل‌تنگی عیدی لای کتاب، بوی ماهی مرده در تنگ بلور،...
دوشنبه، بهمن ۲۷، ۱۳۹۳

کتاب غم

›
كتاب غم | پوريا عالمى | نشر مشكى | چاپ اول بهمن 93
‹
›
صفحهٔ اصلی
مشاهده نسخه وب
با پشتیبانی Blogger.