‏نمایش پست‌ها با برچسب دستور زبان تو. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دستور زبان تو. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، فروردین ۰۶، ۱۳۹۴

دستور زبان تو؛ نقطه

یکی از دلایلی که به تو اصرار می‌کنم از نقطه در متن استفاده کنی این است که کم‌کم یاد بگیری چاره‌ای نداریم بعضی چیزها و بعضی حرف‌ها را تمام کنیم، خوب و بدش هم فرقی ندارد، تا بتوانیم حرف تازه‌ای بیاغازیم.


دستور زبان تو

پنجشنبه، اسفند ۱۴، ۱۳۹۳

دستور زبان تو؛ ساکن

برای نشاندن ساکن در وُردهای جدید باید سر جای مناسب دکمه Alt را گرفت و عدد 0250 را خیلی سریع تایپ کرد که کار ساده‌ای نیست و از پس از هر کس برنمی‌آید. ببین ْ اش چقدر سخت  است و آدم یکهو بی‌خیالش می‌شود. دقیقا این همان مشقتی است که من برای ساکن و ساکت ماندن کنار تو می‌کشم و بی‌خیالش می‌شوم و به وجد می‌آیم.

سه‌شنبه، مهر ۲۲، ۱۳۹۳

دستور زبان تو؛ ویرگول

جا دارد از ویرگول تشکر کنم که هر جا به اسم تو در متن می‌رسم فرصت می‌دهذ بی‌آنکه خواننده بفهمد آب دهانم را قورت بدهم و آن‌قدر حوصله دارد که من درباره‌ی تو کلی چانه‌گرمی کنم تا زمان بخرم و بتوانم خودم را جمع و جور کنم و به متن برگردم هر چند این بهانه‌ای باشد که من بخواهم فقط و فقط در فاصله‌ی دو کاما و پیش از آن‌که به فعل برسم تو را یک دل سیر تماشا کنم و در قالب توصیف و تعریف پزت را به خواننده بدهم وگرنه راستش ویرگول اگر بعد از اسم تو، که من دوست دارم درباره‌ات قلم‌فرسایی کنم و سطر به سطر و در طول روایت دورت بگردم، نیاید دیگر چه فایده‌ای دارد؟

جمعه، مهر ۰۴، ۱۳۹۳

نیم‌فاصله من و تو

یکی از دلایلی که به تو اصرار می‌کنم از نیم‌فاصله در متن استفاده کنی این است که کم‌کم یاد بگیری فاصله‌ات را با من در متن زندگی کمتر کنی.