رهنمود توكاي مقدس را بخوانيد. ما هم خوانديم. بعد نگاه كنيد به لينكداني وبلاگتان. ما هم نگاه كرديم. شما به چي افتاديد؟ ما هم به همان افتاديم!
2
قضيهي لينكداني انگار نه انگار مثل دولت كريمه است. مجمع اساتيد، مغزكلها، دانشمندان و وبلاگنويسان جوان است كه براي ارتقاي فرهنگ و دانش مملكت در حال كشف و اختراع هستند. به زبان ساده از جفتشان آشي براي من و شما گرم نميشود!
3
از اينكه حوصله نكردم تا لينكهاي وبلاگم را در گروههاي ادبياتيها، طنزنويسها، علايق شخصي و رودرواستيلينكشدهها! موضوعبندي كنم و اين پراكندگي و بينظمي لينكداني من در روحيهي شما تاثير نامطلوب گذاشته و يكي از عوامل اعتياد، فرار از خانه و انشاءالله فحشاي شما شده است، عذر ميخواهم.
4
در استجابت فرمان توكاي مقدس، مقداري از اين موجودات ملنك (= لينكشده!) را به صورت موضعي در زير تشريح ميكنم.
پست تشريحي موجودات موجود در اينترنت به ترتيب موجود در الفباي فارسي:
بزيكارتون: بزرگمهر. حسينپور. بچهمحل. رفيق روزهاي خوب. رفيق خوب روزها.
بيبي گل: صدر. رويا. منتقد و محقق طنز. گاهي "رهنمود"هايي در وبلاگش منتشر ميكند.
تاريخ معاصر آنلاين: مسعود. بهنود. مولتيمدياي تاريخ معاصر ايران به همراه عكسها و خاطراتي كه به كريمخان زند هم ميرسد.
تحريريهي كوچك من: مليحه. به نوعي سيد محسوب ميشود. حسيني. روزنامهنگاري كه سرش را با شامپوي قرمهسبزي ميشويد تا سرش بوي قرمهسبزي بگيرد.
توكاي مقدس: توكاي مقدس. نيستاني. كارتونيستي كه با راهاندازي وبلاگش دكان طنزنويسها را تخته كرد. كاشف و معرف "ي.ت".
خوابگرد: سيد. شكراللهي. ادبياتچي. سركردهي پيچيدهترين و بزرگترين مافياي ادبي. مسوول كوبيدن مشت محكم بر دهان استكبار ادبي.
سيد طنزنويسان: ابراهيم. سيد. نبوي. طنزنويسي كه بعد از مهاجرت به فرنگ، گاهي در كسوت داييجان ناپلئون ظاهر ميشود و تحليلهاي سياسي مينويسد. و اين تحليلهاي سياسينوشتن نبوي، يعني او كاري را كه خوب بلد است بكند نميكند و طنز نمييسد اما كاري را كه دوست دارد بكند ميكند و طنز نمينويسد. نبوي نميخواست قهرمان مرده باشد، كاش در ايران ميماند و پهلوان زنده بود. دومدام دات كام نوستالژيكترين قلم ابراهيم نبوي براي من است. حس و اتفاقي كه به ندرت در روزآنلاين برايم زنده ميشود.
كاريكاتوريست عصباني: كارتونيست كانادايي كه كارتونهاي بامزهاي راجعبه ايران ميكشد.
ناتور: پدرام. رضاييزاده. منتقد ادبي. پنبهزن بيادبي در ادبيات. با تاملاتي قابل تامل در باب فمينيسمجماعت.
عامهپسند: وبلاگ طنزي كه متاسفانه طنزش سهميهبندي شده و روز به روز نمكش كمتر ميشود.
گلآقا: پاتوق و يادآور ايام خوش گلآقانشيني ما، گپها و خندههاي دوستانه، كاريزماي كيومرث صابري، لطافت و صفاي عمران صلاحي و ديگر بزرگان طنز و ادب روزگار من.
محمود فرجامي: نافرجامترين فرجامي كه ميتوانست محمود باشد. مشهدي. مرد. پسرعموي ايرج ميرزا. باباي سهراب.
منبر تحت وب: برانداز نرم. منبر تحت اينترنت. دارندهي مدال بانمكنويسي كه ابراهيم نبوي به او اعطا كرده است. گعدهشناس.
ادامه دارد...

