یکشنبه، دی ۱۷، ۱۳۹۱

ضرر خرد جمعی در وزارت آموزش و پرورش


راز فارغ‌التحصیلان بی‌سواد کشف شد
  
ما نمی‎خواهیم دوباره داغ دل مردم را تازه کنیم و پرونده بابایی آموزش و پرورش‎ را بریزیم روی داریه. اما گویا ما هم بی‌خیال شویم خودشان ول‌کن نیستند و این‌بار برای این‌که حسن مدیریت‌شان را فراگستر و جهان‌شمول کنند در میان همه مدارس تنها همان یک کلاسی را که  آتش گرفته بود بازسازی کرده‌اند. پس نتیجه می‌گیریم مدارس برای بازسازی نیاز به آتش‌سوزی دارند.
اما شما نگران نشويد خدا را شكر حال وزير آموزش و پرورش و توابع خوب است.
حالا اگر ما بخواهیم به وزیر گیر بدهیم فردا می‌گویند ستون‌تان همچین بی‌ضرر هم نیست و دولت را تضعیف کرد، برای همین بهتر است نوک پراید (پیکان سابق) را بگیریم به سمت مشاوران و معاونان وزیر آموزش و پرورش.

فرصت‌سوزی
یکی از معاونان وزیر آموزش و پرورش از این طرف گفته: «نباید فرصت را از دانش آموزان بگیریم و هر ایرانی باید حتما حداقل تا پایان دوره ابتدایی تحصیل کند.»
البته نظر ما هم با این معاون وزیر یکی است که «نباید فرصت تحصیل را از دانش‌آموز گرفت» و در کل بهترین دفاع حمله است. اما آموزش و پرورش هم اگر فرصت کرد بد نیست یک زحمتی بکشد و با تعویض چهارتا بخاری، بازسازی و مقاوم‌سازی چندتا مدرسه و بررسی اتوبوس‌های اردو قبل از حرکت، به دانش‌آموزان فرصت زندگی و تحصیل را بدهد. خیلی ممنون.

راز فارغ‌التحصیلان بی‌سواد کشف شد
از آن طرف هم یکی دیگر از معاونان وزیر آموزش و پرورش گفته: «11‌میلیون نفر دارای "مدرک مقدماتی" یعنی اول ابتدایی، 7‌میلیون نفر داراری "مدرک تکمیلی" معادل سوم ابتدایی، 3‌میلیون نفر قبول شده "دوره پایانی" یعنی چهارم ابتدایی و بیش 2میلیون نفر دارای مدرک پنجم ابتدایی هستند.» و به آمار فوق اضافه کنید 9 میلیون نفر هم کاملا بی‌سواد هستند. یعنی سر جمع 32 میلیون نفر. می‌بینید. بنده خدا آن یکی معاون وزیر حق دارد سقف آرزوهاش این باشد که ملت تا پایان دبستان درس‌شان را بخوانند.
نتیجه می‌گیریم: «اگه نمی‌تونی کاری رو تا آخرش تموم کنی، سر و ته کار رو یکی کن و همون اول بگو کار تموم شد.»

وزارت بالا بردن آمار تلفات
ما مدت‌هاست داریم بررسی می‌کنیم یک‌سری خانواده‌ها که در حالت عادی بچه‌هایشان را برای تحصیل می‌فرستند و تا مقاطع بالا هم پشتیبان‌شان هستند. یک‌سری دانش‌آموز هم خودشان روی پای خودشان می‌ایستند و به هر قیمتی درس‌شان را می‌خوانند تا به یک جایی برسند. پس آموزش و پرورش – به جز بالا بردن آمار تلفات - دقیقا دارد چی کار می‌کند؟


ضرر خرد جمعی
ما همیشه خیال می‌کردیم مشکل جامعه ما این است که کارها گروهی انجام نمی‌شود. اما امروز که با خرد جمعی موجود در آموزش و پرورش آشنا شدیم متوجه شدیم اتفاقا مشکل اینجاست که بعضی‌ها اصرار دارند خردشان را با دیگران جمع بزنند.

نتیجه‌گیری بی‌ضرر
- به نظر ما وزیر آموزش و پرورش اگر قبلا تخصصی نداشت، الان با این همه تلفات و صدمات می‌تواند متخصص بهشت زهرا شود.
- وزیر آموزش و پرورش با تجربه‌ای که در دوران وزارتش به دست آورده می‌تواند رییس اورژانس شود. منتها نه این‌که ملت را تیمار کند. بلکه می‌تواند بگوید در این لحظه کجا چند نفر دچار سانحه، سوختگی و سقوط و غیره شده‌اند.


منتشرشده در روزنامه شرق، 17 دی 1391، ستون از هر نظر بی‌ضرر

(طنزها را همان‌طور که در مطبوعات منتشر می‌شود، با حذف و تعدیل، در اینترنت بازنشر می‌کنم.)

شنبه، دی ۱۶، ۱۳۹۱

چرا فیل هندوستان یاد ما نمی‌کند؟


فرق ما و هند   
در هند
در هند یک تجاوز گروهی در اتوبوس اتفاق افتاد. مردم در شهرهای مختلف به نشانه اعتراض به دولت و ناامنی زنان به خیابان آمدند. دولت اتوبس‌ها را از نصب پرده و داشتن شیشه دودی منع کرد و برای حفاظت از زنان گشت‌های ویژه و شبانه‌ای را در شهرها راه انداخت. پلیس هند شماره تلفنی را اعلام کرد که ویژه کمک به زنان در معرض خطر بیست و چهار ساعته در دسترس خواهد بود. نحست وزیر هند به شدت از مرگ این قربانی تجاوز ابراز تاسف کرده و گفت دلیل خشم مردم را درک می‌کند. یکی از مقامات هند گفت باید قانونی ضد تجاوز وضع شود و پیشنهاد داد این قانون ضد تجاوز به نام قربانی هندی نامگذاری شود. صدها نوازنده در یک گردهمایی با نواختن آهنگی از جان لنون به مساله تجاوز در هند و ناامنی زنان اعتراض خودشان را اعلام کردند. البته اصولا زن در فرهنگ هندوستان جایگاهی در حد شهروند درجه دو دارد.

تلاش برای ثبت در گنیس
یک‌جایی یک تجاوز گروهی اتفاق افتاد، یک‌سری فکر کردند مد است از فرداش روزی یک خبر تجاوز گروهی توی شهرهای مختلف منتشر شد. هر دفعه برای این‌که رکورد بزنند یک نفر به گروه‌شان بیشتر می‌شد. دست آخر شدند 50 – 60 نفر. که همین‌طوری پیش می‌رفت ممکن بود از کتاب گینس برای ثبت بیایند سری به ما بزنند.

بدعتی نو در تجاوز
اینجا یک تجاوز گروهی اتفاق افتاد، منتها دیدند چرا همیشه یک گروه به یک نفر تجاوز کند؟ این تکرار و دور تسلسل تا کی؟ فرداش خلاقیت به خرج دادند، بی‌دعوت رفتند مراسم عروسی و به یک گروه – متشکل از خانواده عروس و داماد با هم - تجاوز کردند. و آغازگر سبکی نو در تجاوز گروهی شدند.

تو باغ نباشی ضررش کمتره
اولش می‌گفتند مردم توی باغ نیستند. بعد مردم رفتند توی باغ. به‌شان تجاوز گروهی شد. این‌طوری شد که مردم دیگر میلی ندارند توی باغ باشند و سرشان به کار خودشان گرم است.

دیالوگ
: فلانی توی باغ نیست. بیاوریمش توی باغ؟
- ای شیطون.

سیب یا کلاغ؟
یک تجاوز گروهی اتفاق افتاد اول گفتند طرف خودش تو باغ نبوده، می‌خواسته توی باغ باشد، خودش با پای خودش رفته باغ. بعد دیده خبرهایی هست او هم خبرساز شده و رفته  توی دل گروه گفته «سلام گروه متجاوز، چهل پنجاه نفرتون حال‌تون خوبه؟ من با پای خودم آمدم، اصلا کرم از خود درخت است، خوب شد؟» بعد هم آن‌ها که تقصیر را انداختند گردن طرف گفتند کرم از خود درخت است و نتیجه گرفتند که مقصر سیب است نه دسته کلاغ‌ها.

واکنش اجتماعی
یک‌جایی یک تجاوز گروهی توی باغ اتفاق افتاد، مهم‌ترین واکنشی که مجلس نشان داد این بود که بررسی لایحه ازدواج مجدد را دوباره آورد توی صحن. مهم‌ترین واکنشی که جامعه نشان داد این بود که صدتا جوک ساختند.

نتیجه بی‌ضرر
1- به نظر ما، ما این‌قدر فیل هوا کردیم که دیگر فیل ما هوایی شده و نمی‌تواند یاد هندوستان کند.
2- فیل هندوستان هم که یاد ما نمی‌کند چون ما از دماغ فیل افتاده‌ایم.


منتشرشده در روزنامه شرق، 16 دی 1391، ستون از هر نظر بی‌ضرر
(طنزها را همان‌طور که در مطبوعات منتشر می‌شود، با حذف و تعدیل، در اینترنت بازنشر می‌کنم.)

چهارشنبه، دی ۱۳، ۱۳۹۱

دارندگی و برا«زن»دگی






بررسی لایحه مرتبط با مساله دوتا شدن شلوار


 
روزهای چهارشنبه ستون از هر نظر بی‌ضرر را اختصاص دادیم به "بررسی حقوق زنان"، که مترقی جلوه کنیم.

بررسی ماده 23
در لایحه حمایت از خانواده - ماده ۲۳ چنین آمده است: اختیار همسر دائم بعدی، منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانایی مالی مرد و تعهد اجراء عدالت بین همسران می‌باشد.

به زبان ساده
اگر آقایان توانایی (در اینجا منظور توانایی مالی است) داشته باشند می‌توانند دوباره (پا بدهد سه‌باره، اگر زیر دندان مزه کرد چهارباره) زن بگیرند.
از قدیم هم گفتند: دارندگی و برا«زن»دگی.
یعنی هر کسی دارد (یعنی دارا هست) می‌تواند زن بگیرد. (مشخص است که برا«زن»دگی قرائت صحیح است و برا«زندگی» غلط است. چون تا جایی که ما دیدیم دغدغه اصلی، بیشتر زن گرفتن است نه بهتر زندگی کردن.)

مساله دوتا شدن شلوار
از طرفی از وقتی شلوار وارد فرهنگ آریایی ما شد (که این هم از مضرات غربزدگی است و برای ما خیلی اسفناک است که شلوار پای ما را غرب بالا کشیده است) قدیمی‌ها درباره تجدید فراش می‌گفتند که: طرف شلوارش دوتا شده.
توجه کنید که فقط در فرهنگ ماست که زیرشلواری وجود دارد. یعنی آقایان یک زیرشلواری برای خانه، و یک شلوار پلوخوری برای بیرون دارند. بدبختی اینجاست که یک سری اصرار دارند زیرِ شلوار پلوخوری زیرشلواری بپوشند که خیلی تابلو است و همه متوجه می‌شوند آن زیر خبرهایی هست. البته طرفداران دوتا شدن شلوار می‌گویند کار از محکم‌کاری عیب نمی‌کند و پوشیدن زیرشلواری زیرِ شلوارِ پلوخوری به استحکام خانواده کمک می‌کند.
یک‌سری هم که دارنده و برا«زن»ده هستند علاوه بر زیرشلواری و شلوار پلوخوری، یک شلوار راحتی هم در خانه نگه می‌دارند. حالا یک سری هم شلوار گرمکن دارند و از آن برای گرم کردن استفاده می‌کنند. یک‌سری هم ندید بدید هستند و شلوار ورزشی دارند که موقع تردمیل آن را می‌پوشند. (کلا بی‌معنی!)

اصل شلوار و شلوار اصل
پس می‌بینیم اصولا و اصالتا و اصلا هدف از تحصیل مال در فرهنگ ما این است که آدم بتواند بیشتر شلوار بخرد و شلوارش را دوتا (پا بدهد سه‌تا، چهارتا) بکند. آیا معترضان این لایحه که به اصل مساله شلوار و دوسه‌چهارتا شدن شلوار آقایان ایراد می‌گیرند، هرگز می‌توانند کیفیت و مزیت شلوار اصل را زیر سوال ببرند؟ (ما نمی‌دانیم. یعنی بعید می‌دانیم.)

شلوار کشی
استقرای محکم بالا و استنتاج سستی که از آن کردیم پاسخ درخوری است به منتقدان و معترضان ماده 23 از لایحه حمایت از خانواده. ما اعلام می‌کنیم الکی شلوغش نکنید. قانون‌گذار فقط تلاش می‌کند تکلیف تعدد شلوار را مشخص کند و بگوید چه شلواری را باید کجا پوشید و از طرفی ترتیب صحیح خریدن و پوشیدن شلوار راحتی، زیرشلواری، شلوار پلوخوری، شلوار گرمکن و شلوار ورزشی چطوری است، تا برابری برقرار باشد و زن اول و دوم و سوم و چهارم و شوهرشان دعوا نکنند. اگر هم دعوا شد طوری نباشد که توی دعوا، طرفین دعوی، بخواهند شلوار طرف مقابل را بکشند سرش که آبروش برود.



منتشرشده در روزنامه شرق، 13 دی 1391، ستون از هر نظر بی‌ضرر
(طنزها را همان‌طور که در مطبوعات منتشر می‌شود، با حذف و تعدیل، در اینترنت بازنشر می‌کنم.)

سه‌شنبه، دی ۱۲، ۱۳۹۱

منفعت و ضرر آلودگی


یک مشت سوژه و خبر را می‌ریزم روی داریه تحریریه. هر چه خبرها را با حضور هیات کارشناسی روزنامه بالا و پایین می‌کنیم خبری بی‌ضرر تشخیص داده نمی‌شود. تنها خبری که به نظر بی‌ضرر است تعطیلی امروز و فردای مدارس تهران به خاطر آلودگی هواست. نتیجه می‌گیریم اگر چیزی برای مردم ضرر داشته باشد نوشتن درباره‌اش ضرر ندارد. اما اگر برای مسوولان ضرر داشته باشد فکر کردن به آن هم سلامتی آدم را به خطر می‌اندازد و مضر است.

آلودگی بی‌ضرر
درست است که این آلودگی هوا ممکن است جوان‌های ما را نصفه‌عمر کند و پیرهای ما را به سرفه بیندازد اما به نظر ما جزو خدمات برخی مدیران محسوب می‌شود. چرا؟
چون آن موقع که ما بچه بودیم برف تا ناف‌مان می‌آمد مدارس تعطیل نمی‌شد. از آن بدتر برق روزی سه بار می‌رفت و ما مجبور بودیم در تاریکی به علم و معلم چشم بدوزیم و چون حکایت مولوی هر کدام قسمتی از علم را لمس می‌کردیم!
آب قطع بود و مشکل کلیه نوددرصد ما جوانان دهه شصت به خاطر این است که در هنگام تحصیل آب مدرسه‌مان قطع بود. بدبختی اینجا بود که هیچ‌کدام از این مصائب باعث تعطیلی مدارس نبود.
اما امروزه می‌بینیم تا تقی به توقی می‌خورد مدارس تعطیل می‌شوند، و این مهم هرگز اتفاق نمی‌افتد جز به توانایی و شایستگی مدیران در کنترل و مهار آلودگی هوا. پس اگر در زمان ما امکانات نبود و ما سخت بزرگ شدیم امروزه به همت دولت، کودکان در وفور امکانات، ماهی دو سه بار تعطیل می‌شوند.

آلودگی پولی بی‌ضرر
آیا نمی‌توان از استقرای عجیب پاراگراف قبلی به این نتیجه رسید که وقتی آلودگی هوا منجر به شادکردن دانش‌آموزان می‌شود، حتما آلودگی مالی و فساد اقتصادی هم بی‌ضرر است؟ چطور؟ این‌طور که منفعت ضرر آلودگی هوا فقط نصیب عده معدودی یعنی خردسالان می‌شود. شاید منفعت آلودگی پولی و پولشویی و فساد مالی هم نصیب عده معدودی از بزرگسالان شود که ما بی‌خبریم. در هر صورت ما بخیل نیستیم. هم عده معدود خردسالان که امروز و فردا تعطیل هستند، هم عده معدود بزرگسالان که دیروز و امروز بارشان را بسته‌اند و از پس‌فردا می‌روند هالیدی، نوش جان‌شان.




منتشرشده در روزنامه شرق، 12 دی 1391، ستون از هر نظر بی‌ضرر
(طنزها را همان‌طور که در مطبوعات منتشر می‌شود، با حذف و تعدیل، در اینترنت بازنشر می‌کنم.)